تاریخ‌سازان روانپزشکی ایران

بخشی از تصاویر این بخش توسط آقای دکتر عباس افشاری، آقای دکتر سید احمد جلیلی، آقای دکتر یوسف سمنانی، خانم دکتر یاسمن متقی‌پور و خانم شیرین مشیرپور به سایت روانپزشکان ارسال و اهدا شده است. از همه این بزرگواران و نیز از دفتر انجمن علمی روانپزشکان ایران و آقای سید حسین سید محمدی بسیار سپاسگزاریم.

دکتر عبدالحسین میرسپاسی (1355-1286)

دکتر عبدالحسین میرسپاسی (1355-1286)

دکتر عبدالحسین میرسپاسی، از پایه گذاران روانپزشکی ایران است. وی در سال ۱۲۸۶ هجری شمسی در تهران متولد شد و در سال ۱۳۵۵ هجری شمسی درگذشت.

او تحصیلات متوسطه را در مشهد و در مدارس ثروت و دارالفنون تهران به سال ۱۳۰۶ شمسی به پایان رسانید و برای تحصیل طب به فرانسه رفت و در سال ۱۹۳۵ میلادی با موفقیت از دانشکده پزشکی لیون فارغ التحصیل شد و سپس به مدت ۲ سال در بیمارستان روانی شارانتون به عنوان دستیار رسمی پروفسور هانری باروک مشغول فعالیت گردید. در سال ۱۹۳۸ به ایران مراجعت کرد و مدتی بعد استاد و رئیس بخش روانپزشکی بیمارستان روزبه شد. وی در تاریخ نوزدهم تیر ماه ۱۳۵۵ چشم از جهان پوشید.

استاد پروفسور جلال بریمانی در مورد ایشان می‌گوید «استاد میرسپاسی روانپزشکی با شهرت جهانی بود، آثار و تألیفاتش نه تنها موجب افتخار مملکتش ایران و فرانسه که در آنجا تحصیل کرده بود، بلکه با کمک به گسترش بیشتر رشته روانپزشکی در سراسر جهان باعث سرافرازی آن نیز شده‌است.» دکتر میرسپاسی درمانگاهی در تفرش، ساختمان سابق بیمارستان شوروی، بیمارستان روانپزشکی میمنت و بیمارستان آزادی (شهیاد سابق) را به یادگار نهاده ‌است که تخت‌های آنان هزاران بیمار دردمند را شفا می‌بخشد. استاد میرسپاسی یکی از بنیان گذاران روانپزشکی نوین در ایران و انجمن بهداشت روانی ایران، رئیس پزشکی قانونی ایران، مؤسس و رئیس بیمارستان میمنت، رئیس بیمارستان روانی رازی و عضوء شورایعالی وزارت فرهنگ بوده‌است . تأسیس آزمایشگاههای آسیب‌شناسی، شیمی، سم‌شناسی و خون‌شناسی در پزشکی قانونی از دیگر کارهای استاد است.

از دکتر میرسپاسی آثار علمی فراوانی در حوزه روان‌پزشکی، اعصاب، پزشکی قانونی و حتی فلسفه و ادبیات فارسی به جای مانده ‌است که از جمله آن می‌توان به ۳۱ جلد کتاب به زبان فارسی، چهار کتاب به زبان فرانسه و ۱۳ مقاله در زمینه‌های مختلف اشاره کرد. بیماری جنون جوانی، مرکز دماغی، خلاصه روان‌پزشکی، روان‌پزشکی اجتماعی، روان‌پزشکی در چهار جلد، نشان مچ دست، موارد درمان با توفرانیل، قانون و جنون، جنون جوانی، فکر درونی و تبه‌کاری، نشان بابنسکی، هیپنوتیسم و روان‌شناسی عمومی، برخی از آثار وی هستند.

به نقل از ویکی پدیا

دکتر حسین رضاعی (1372-1283)

دکتر حسین رضاعی (1372-1283)

بخش بيماريهاي رواني به صورت آكادميك براي اولين بار در كشور در فروردين ماه 1329 در بيمارستان امام خميني (پهلوي سابق) داير شد. پيش از اين تاريخ رشته اي به عنوان روانپزشكي در ايران وجود نداشت. وقتي در سال 1318 پروفسور ابرلن به رياست دانشكده پزشكي منصوب شد، علاوه بر كرسي هاي مختلف، كرسي پسيكوسوماتيك (كرسي بيماري هاي رواني) را نيز ايجاد كرد و استادي آن را با دكتر حسين رضاعي كه تحصيلات خود را در اين رشته در دانشكده پزشكي تولوز فرانسه سپري كرده بود، سپرد.

با وجود ايجاد كرسي مربوط به اين رشته، چون بخش روانپزشكي وجود خارجي نداشت و دانشكده پزشكي دستيار روانپزشكي نمي گرفت، لذا استاد رضاعي فقط براي دانشجويان سال پنجم، هفته اي يك روز به صورت نظري بيماريهاي رواني را تدريس مي كرد.

با تلاش فراوان دكتر رضاعي، دانشكده پزشكي در سال 1329 موافقت خود را با ايجاد يك بخش ( بيماريهاي رواني) اعلام كرد. اين بخش كه اولين بخش روانپزشكي كشور بود در فروردين ماه سال 1329 با 30 تخت در بيمارستان امام خميني(ره) تأسيس شد. پس از تشكيل بخش فوق، دانشكده پزشكي دانشگاه تهران در مرداد ماه 1329 دكتر هاراطون داويديان كه اولين دستيار اين رشته است را به اين بخش معرفي كرد. دوره دستياري اين رشته در آن زمان 4 سال بود. بخش بيماريهاي رواني در مهر ماه 1330 به علت كمبود فضا به محل فعلي آن در بيمارستان روزبه انتقال يافت.

مجدداً در سال 1387، از ناحيه دكتر علي جعفريان، رييس وقت دانشكده پزشكي به دكتر احمد علي نوربالا، استاد روانپزشكي، ماموريت راه اندازي و اداره بخش روان تني داده شد و براي اولين بار درايران، بخش روان تني در خردادماه سال 1388 در طبقه دوم بخش كودكان سابق در ناحيه شمال غرب بيمارستان راه اندازي شد وبعداً به علت تخريب آن مجموعه ساختماني براي احداث برج جديد، بخش روان تني در محل سابق پاويون كارورزان تغيير مكان داده شد واز همان سال 1388 با موافقت دبيرخانه آموزش پزشكي وتخصصي وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشكي براي تربيت دستيار فلوشيپ روان تني در بخش روان تني موافقت به عمل آمد.

از آن زمان تا كنون علاوه بر وجود درمانگاه روان تني روزانه كه توسط اساتيد ودستياران به معالجه بيماران مي پردازند، سه دوره دستيار فلوشيپ روان تني فارغ التحصيل داده است وهر سه ماه يك بار دستياران روانپزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران از بيمارستان روزبه ودستياران روانپزشكي دانشگاه علوم بهزيستي وگاهي دستياران روانپزشكي از دانشگاه علوم پزشكي مازندران، كاشان وكرمان ونيز دستياران فلوشيپ روانپزشكي نظامي از دانشگاه علوم پزشكي ارتش در اين بخش آموزش طب روان تني وروانپزشكي رابط- مشاور را مي بينند.

گردآورنده: شيرين پرصبر؛ منبع: كتاب پژوهشي در تاريخچه مجتمع بيمارستاني امام خميني(ره) (نويسنده غلامرضا نعماني پور) و اطلاعات مسئولين بخش روان تني؛

به نقل از سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران

دکتر سید موسی حجازی (1332-1256)

دکتر سید موسی حجازی (1332-1256)

زنده‌ياد دكتر سيد موسي حجازي

بنيانگذار بيمارستان رواني در استان خراسان


نوشته دكتر حميد طوفاني، روانپزشك

برگرفته از مجله اندیشه و رفتار (شماره 34، پاییز 1383)


دكتر سيد موسي حجازي بنيانگذار بيمارستان رواني به شكل نوين در استان خراسان و شايد در ايران، در سال 1256 در شهر تهران ديده به جهان گشود. پس از گذراندن دورة ابتدايي، در مدرسه دارالفنون تهران به تحصيل دانش پرداخت و افزون بر دانش پزشكي به زبان فرانسه نيز تسلط كامل يافت. از اين رو آموزش زبان فرانسه را در كارنامه درخشان خدمات علمي خود به ثبت رساند. پس از پايان تحصيلات به شهر مشهد رفت و نخست به‌عنوان رئيس دارالشفاء رازي كه پس از چندي به‌عنوان درمانگاه رازي مشهد نامگذاري شد به كار پرداخت و در همان روزها، عنوان نخستين پزشك قانوني استان خراسان به وي داده شد كه تا هنگام مرگ اين سمت را دارا بوده و پس از ايشان به آقاي دكتر نصرا... حجازي فرزند وي كه متخصص آسيب‌شناسي و استاد دانشگاه بود انتقال يافت.

دكتر سيد موسي حجازي داراي قلبي رئوف و آكنده از گذشت و مهرباني بود كه تنها براي محرومين و نيازمندان مي‌طپيد. از همين رو بيماران رواني كه در شرايط بسيار ناگوار نگهداري مي‌شدند و مهم‌تر از همه از سوي جامعه و حتي خانواده خود طرد شده بودند و برخي از آنان در زنجير و زيرزمين‌ها و مكان‌‌هاي نمور زنداني شده بودند، نظر وي را به خود جلب نمودند. از سوي ديگر، در آن دوران بسياري از مردم بر اين باور بودند كه اين‌گونه افراد جن‌زده و جادو شده مي‌باشند و هرگز درمان نمي‌شوند. ولي اين پزشك دانشمند و مردمي باور داشت كه اين افراد بيمار هستند و مانند بيماران جسمي درمان‌پذير مي‌باشند. از اين رو با كمك شهرداري و افراد خير، مكاني رادر ميدان دوچرخه (سالن مهران كنوني انتهاي خيابان خاكي) برگزيد و بيماران رواني را در اين محل گردآوري و به نگهداري و درمان آنان پرداخت كه اين مكان هنوز به‌‌نام «كوچه ديوانه‌خانه» معروف است و پس از چندي با توجه به افزايش بيماران، نياز به محل جديد و بزرگ‌تري احساس گرديد كه دكتر موسي حجازي دست نياز به دامان آستان قدس رضوي دراز نمود و با پيگيري‌هاي فراوان، زميني براي ساخت بيمارستان در نظر گرفته شد كه با كوشش خستگي‌ناپذير وي بنايي در آن ساخته شد. گفته مي‌شود كه دكتر موسي حجازي افزون بر وجوهات خيريه، درآمدهاي خود را نيز در همين راه هزينه مي‌كرده است. به هر روي بيمارستان رواني حجازي كه در آن هنگام «تيمارستان حجازي» ناميده مي‌شد گشايش يافت و از اين راه نه‌تنها باري از دوش جامعه برداشته شد، بلكه بيماران رواني نيز محلي براي درمان خود پيدا كردند. رياست اين بيمارستان نيز به عهده خود دكتر سيد موسي حجازي بود.

زنده‌ياد دكتر سيد موسي حجازي كه سري پردرد براي خدمت به تهي‌دستان و نيازمندان داشت پس از انجام اين مهم به سامان‌بخشي درمان مسلولان پرداخت. وي كوشش خود را در راستاي ساخت بيمارستاني براي اين بيماران آغاز كرد و مكاني را در بيرون شهر مشهد تهيه و ساختماني در آن بنا نمود كه در حال حاضر به نام بيمارستان شريعتي ناميده مي‌شود. بناي اين ساختمان در سال 1325 پايان يافت و مورد بهره‌برداري قرار گرفت. دكتر سيد موسي حجازي به‌خاطر امكانات كم و دوري راه ناگزير بود كه هر روز اين راه را با درشكه در سرما و گرماي زياد و زمين خاكي آن زمان طي نمايد.

او كه ديگر پا به سن گذاشته بود، به بيماري‌‌هاي گوناگون دچار شد. يك سكته مغزي را پشت سر گذاشت و نابينا شد. پس از گذشت دو سال كه در بستر بيماري بود در سال 1332 ديده از جهان فرو بست و به همت فرزند ايشان آقاي دكتر نصرا... حجازي، در محل بيمارستان شريعتي كنوني به‌خاك سپرده شد.

همسر آقاي دكتر سيد موسي حجازي برادرزاده مرحوم دكتر محمد مصدق بود.

دكتر سيد موسي حجازي كه لقب طبيب اعظم را داشت به درمان ساير بيماران نيز مي‌پرداخت و به‌همين منظور مطب‌هـايي در خيابان‌هاي خسروي سابق و آزادي داشت.

دكتر سيد موسي حجازي داراي 3 فرزند پسر و 2 دختر بوده كه 2 تن از پسران ايشان فوت نموده و يكي از آن‌ها كه بازنشسته وزارت كشور مي‌باشد در قيد حيات است.

گفتني است كه دكتر سيد موسي حجازي پسر عموي شادروان دكتر محمد حجازي نويسنده شهير و از مخالفين سرسخت زمان سلطنت رضا شاه بوده، مبارزاتي نيز در اين راه داشته است. گفتني است كه در دوران قيام كلنل محمدتقي‌خان پسيان از ايشان به‌عنوان وزير بهداري كابينه وي نام برده‌اند.

يادش گرامي و راهش پر رهرو باد.

دکتر قاسم بهزادی (...-1302)

دکتر قاسم بهزادی (...-1302)

رییس اسبق انجمن علمی روانپزشکان ایران؛ مؤسس بیمارستان مهرگان (تهران)

دکتر هاراتون داویدیان (1388-1303)

دکتر هاراتون داویدیان (1388-1303)

پس از طي دوره دكتري پزشكي و گذراندن خدمت نظام وظيفه، در يازدهم مرداد ماه سال 1329 به دستياري بخش جديدالتأسيس بيماري‏هاي رواني، وابسته به دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران انتخاب شد و خدمات دانشگاهي خود را از آن تاريخ آغاز كرد.

در سال 1334 با كسب موفقيت در امتحانات انتخاب رئيس درمانگاه بيماري‌هاي رواني، به منظور ادامه تحصيل عازم لندن شد و در سال ‏‏1337 ديپلم تخصصي بيماري‌هاي رواني را از دانشگاه لندن (‏D.P.M‏) دريافت كرد.

ايشان پس از بازگشت به ميهن و شروع خدمات ‏دانشگاهي، مدارج مختلف آموزش، دانشياري، تصدي بخش و رياست بخش رواني را يكي پس از ديگري طي كرد و در سال 1347 مقام ‏استادي رشته بيماري‌هاي رواني دانشكده پزشكي دانشگاه تهران را كسب نمود . آقاي دكتر داويديان در سال 1370 پس از 42 سال خدمت ‏دانشگاهي به افتخار بازنشستگي نائل آمد.

دكـــتر داويديــان در طي خــدمت دانشگاهي خود دو بـار يــــكي از تــاريخ 3/12/1348 تا 26/7/1352 و ديگري از تاريــخ 28/10/1360 تا ‏‏17/3/1367 به مديريــــت گروه آموزشي روانپــزشكي دانشگاه تهران انتخاب شد و همچنين از تاريـــخ 28/10/1360 تا 3/2/1365 سمت ‏رياست بيمارستان روزبه را عهده‌دار بود.

گفتنی است که دانشگاه تهران، يعنی تنها دانشگاه ايران در آن زمان، تا سال 1329 فاقد بخش بيماري‌های روانی بود. بخش مزبور در آن ‏سال به کوشش شادروان مرحوم دکتر حسين رضاعی يگانه استاد اين رشته، در بيمارستان امام خمينی (ره) (هزارتختخوابی آن زمان) تأسيس ‏و در سال بعد، يعنی در سال 1330 به محل فعلی منتقل و به نام بيمارستان روزبه نام‌گذاری شد. به اين ترتيب، آقای دکتر داويديان نخستين ‏دستيار رشته بيماري‌های روانی محسوب می‌شود .در سال 1332 مرحوم دكتر عبدالحسين ميرسپاسي به دانشكده پزشكي دانشگاه تهران ‏پيوست. ايشان و مرحوم دكتر رضاعي در احداث بيمارستان روزبه و تأسیس بخش آموزشي بيماري‌هاي رواني در دانشگاه تهران كوشش ‏فراواني را به عمل آوردند. در طول اين مدت، آقاي دكتر داويديان به عنوان دستيار و تحت سرپرستي استادان فقيد، افتخار شركت در فعاليت ‏مزبور را به دست آورد.

از آنجا كه كار درماني از شيوه‌هاي مؤثر در درمان بيماري‌هاي رواني است، آقاي دكتر داويديان با جلب موافقت و حمايت رئيس ‏دانشكده‌ پزشكي وقت، شادروان مرحوم دكتر محمد علي حفيظي، موفق به تأسيس بخش كاردرماني در بيمارستان روزبه شد و سرپرستي آن را ‏به عهده گرفت.

دكتر داويديان از اعضای مؤسس انجمن علمي روانپزشكان ايران بوده و از بدو تأسيس اين انجمن از سال 1375 رياست اين انجمن را ‏عهده‌دار بوده است.

دكتر داويديان، در طول نزديك به نيم قرن تلاش علمي ممتد و بي وقفه، با تصدي سمت‌ها و مسئوليت‌هاي اجرايي، آموزشي و پژوهشي در ‏سطوح ملي و بين‌المللي،‌ منشأ‌ خدمات ارزنده‌اي در رشته روانپزشكي بوده است.

ايشان توجه خاصي به جنبه‌هاي فرهنگي بيماری‌هاي رواني ‏داشته است و سعي بليغ نمود تا روانپزشكي ايران را بر اساس فرهنگ و اخلاق جامعه ايراني شكل دهد و تحقيقات علمي در اين رشته را بر ‏اساس نيازمندي‌هاي جامعه پايه‌ريزي نمايد. آقاي دكتر داويديان در سمينارها و كنگره‌هاي علمي متعدد داخلي و خارجي شركت و ‏همچنين كنگره‌هاي متعددي را برگزار كرده است و خود با ايراد سخنراني (بيش از صد سخنراني)‌ در آنها سعي داشته است تا روانپزشكي ‏ايران را چه در داخل و چه در خارج از كشور به جامعه پزشكي معرفي نمايد.

افزون بر اين، متجاوز از يكصد مقاله به زبان فارسي و انگليسي در مجلات معتبر داخلي و خارجي منتشر كرده است، كه بيشتر آنها نتايج ‏بررسي‌ها و مطالعات ايشان درباره جنبه‌هاي فرهنگي روانپزشكي است.

دكتر داويديان به عنوان يک دانش پژوه برجسته ايرانی به واسطه دستاوردهاي علمي و پژوهشي فراوانش، خدمات شايسته‌ای که به جامعه ‏پزشكي به ويژه روانپزشكي عرضه داشته و نيز حضور فعالش در تأسيس و گسترش نهادهاي آموزشي و علمي كشور و كسب امتيازات ‏چشمگير در سطح بين‌المللي، بنا به پيشنهاد شوراي علمي و تصويب مجمع عمومي از تاريخ 1377/11/26 به مقام عضويت افتخاري ‏فرهنگستان علوم پزشكي جمهوري اسلامي ايران نايل شده است.

سمتها و عناوين علمي بين‌المللي:‏

‏1- عضو فدراسيون جهاني بهداشت رواني از سال 1338‏

‏2- كارشناس بهداشت رواني در سازمان‌هاي جهان بهداشت از 1349-1370‏

‏3- عنوان افتخاري عضو مؤسس كالج سلطنتي روانپزشكان انگلستان در سال 1350‏

‏4- عضو كميته بين‌المللي انجمن جهاني روانپزشكان از سال 1350 تا 1362‏

‏5- عضو كميته اخلاق روانپزشكي انجمن جهانی روانپزشكان از سال 1356 تا 1364‏

‏6- عضو انجمن سلطنتي پزشكان انگلستان از سال 1357‏

‏7- عضو كميته روانپزشكي نظامي انجمن جهاني روانپزشكي از سال 1368

گاهشمار زندگي علمي استاد: ‏

‏1350-1362:‌ عضويت در كميته بين‌المللي انجمن جهاني روانپزشكان

‏1351-1356: عضويت در شوراي تحقيقات دانشگاه تهران

‏1356-1364: عضويت دركميته اخلاق روانپزشكي، انجمن جهاني روانپزشكان

‏1357: عضويت در انجمن سلطنتي پزشكان انگلستان

‏1360-1367: مديريت گروه روانپزشكي، دانشگاه تهران

‏1360-1365: رياست بيمارستان روزبه

‏1363-1366:‌ عضويت در هيأت ممتحنه و ارزشيابي رشته‌ روانپزشكي،‌ وزارت فرهنگ و آموزش عالي

‏1367-1370:‌ عضويت و رياست جلسات كميته كشوري بهداشت رواني، ‌وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي

‏1370: نيل به افتخار بازنشستگي ‏

‏1371: عضويت در كميته روانپزشكي نظامي، انجمن جهاني روانپزشكي

‏1372: عضويت در گروه علوم بهداشتي و تغذيه، فرهنگستان علوم پزشكي

‏1372: ‌كارشناس كميسيون‌هاي مشورتي تخصصي، سازمان نظام پزشكي

‏1375: رياست انجمن علمي روانپزشكان ايران

‏1377: عضويت افتخاري فرهنگستان علوم پزشكي

‏1378: كسب عنوان ‏Psychiatry in Leader‏ از طرف انجمن جهاني روان پزشكان

‏برگرفته از سایت مشاهیر ایران

دکتر ابراهیم چهرازی (1389-1287)

دکتر ابراهیم چهرازی (1389-1287)

دکتر ابراهیم چهرازی از پایه‌گذاران روانپزشکی ایران است.

دکتر سید ابراهیم چهرازی باغبادرانی فرزند مرحوم سید مرتضی حکیم‌باشی باغبادرانی (ابن عم مرحوم آیت‌الله العظمی سید ابوالحسن مدیسه‌ای اصفهانی) در سال ۱۲۸۷ شمسی در باغبادران (استان اصفهان، شهرستان لنجان) متولد و پس از تحصیلات مکتب‌خانه‌ای در این شهر و گذراندن تحصیلات ابتدایی و راهنمایی و متوسطه در اصفهان و تهران (مدرسه دارالفنون) و پس از ادامه تحصیل پزشکی در اروپا در سال ۱۳۱۵ به‌ عنوان استاد در دانشگاه تهران مشغول فعالیت گردید. این استاد علم پزشکی در ایران منشاء خدمات گسترده و شایانی می‌باشد. استاد چهرازی در اواخر سال ۱۳۸۹ در سن یکصد و دو سالگی در آمریکا دار فانی را وداع گفت و پیکرش را در مقبره خانوادگی در کنار مدفن پدر بزرگوارش در مجاورت امامزاده شاهزاده ابراهیم در مرکز شهر باغبادران به خاک سپردند. دکتر ابراهیم چهرازی اولین بیمارستان روانی ایران را در تهران تاسیس کرد.

به نقل از ویکی‌پدیا

دکتر هادی سلیمی اشکوری (1393-...)

دکتر هادی سلیمی اشکوری (1393-...)

از پیشگامان روانپزشکی کودک و نوجوان در ایران

برگرفته از وب‌سایت «فرهنگ و روانکاوی»، به قلم دکتر محمد صنعتی

... گرچه پیش از او دکتر هادی سلیمی اشکوری که او نیز عضو کالج روانپزشکان انگلستان و دارای فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان بود، آنگونه که استاد طریقتی برای من گفتند، رئیس بخش روانپزشکی اطفال بیمارستان روزبه بوده (احتمالا بین سالهای ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۸) بخشی که قبل از دکتر اشکوری توسط استاد طریقتی راه اندازی شده بود. اما با عدم تمدید قرارداد دکتر سلیمی و با مهاجرت وی به استرالیا آن بخش بی سرپرست ماند و مدتی بعد بسته شده بود و دستیاران روانپزشکی روزبه در بخش اطفال بیمارستان امام حسین، دوره ای می گذراندند. کودک و نوجوان گرفتار اختلالات روانپزشکی، در آن زمان غالبا توسط روانپزشکان بالغین دیده می شدند و یا چند نفر که یا روانپزشک عمومی بودند و یا متخصص اطفال، اما کار خود را به اختلالات روانی کودک و نوجوان محدود کرده بودند. ...

دکتر حسن مرندی (1383-1309)

دکتر حسن مرندی (1383-1309)

حسن مرندی قصر، روان‌پزشکی ادیب بود با دانشی گسترده در زمینه‌های گوناگون به ویژه ادبیات، تاریخ تمدن و روانشناسی اجتماعی. هوشمندی، حضور ذهن، علاقه به کار جمعی، سعۀ صدر، بی‌توجهی به نام و شهرت و دید آمیخته به طنز نسبت به زندگی و آنچه پیرامونش می‌گذشت از ویژگی‌هایش بود. ویژگی‌هایی که اسباب دوستی‌ها را فراهم می‌کرد. او در تهران چشم بر دنیا گشود در اول اردیبهشت ۱۳۰۹٫ پدرش کریم از اهالی مرند در کار تجارت با قفقاز به آن سو رفت و آمد داشت و کالاهایی را با کاروان به آنجا می‌برد و کالاهایی می‌آورد و موفق بود. در یکی از همین سفرها در قصرشیرین شناسنامه گرفت (طبق قانون از سال ۱۳۰۴ داشتن شناسامه لازم شمرده شد). چون اهل مرند بود مرندی نام گرفت و پسوند قصر به سبب صدور شناسامه در این شهر به مرندی اضافه شد. حسن تنها فرزند این پدر بود. گلرخ خانم مادر او اهل تهران بود و چهار فرزند دیگر داشت که پدرشان زود درگذشته بود. همه با هم زندگی می‌کردند، پدر خانواده بیشتر در سفر بود و مادر با لیاقت خانواده را اداره می‌کرد. حسن شاگرد دبستان شریعت بود و ده سال داشت که پدر در یکی از سفرها بیمار شد و پس از چند ماهی در تهران درگذشت. پس از درگذشت پدر تنگی در خانواده پدید آمد. حسن علاقه‌مند شد در تعطیلات تابستان در چاپخانه کار کند. کاری که شغل یکی از برادرانش هم بود. شاید همین چند تابستان کار در چاپخانه و آشنایی با نویسندگانی که کتابهای آنها را حروف‌چینی می‌کرد، او را که ذهنی جستجوگر داشت و گلستان و بوستان و شاهنامه می‌خواند با دنیای گسترده و شگفت کتاب بیشتر آشنا کرد. به طوری که کتاب خواندن لذت اصلی زندگی او شد. حسن مرندی در سال ۱۳۲۷ وارد دانشکده پزشکی شد ولی با کودتای ۲۸ مرداد دورۀ پزشکی ناتمام ماند. در سال ۱۳۳۴ دستگیر و به پنج سال زندان محکوم شد که نیم بیشتر را در زندان قصر و بقیه را در قلعه برازجان سپری کرد. کار ترجمه را در زندان آغاز کرد با ترجمه پیگمالیون نوشته برناردشاو. پس از آزادی دورۀ تخصص روانپزشکی را در بیمارستان روزبه گذراند. اما پیشنهاد کار در بیمارستان را نپذیرفت و به حوزه کتاب و ترجمه و تألیف که علاقه بیشتری به آن داشت روی آورد. در سال ۱۳۴۰ کتاب شکست‌ناپذیر نوشته هوارد فاست و در ۱۳۴۱ کتاب محاکمه نورنبرگ را ترجمه کرد. سپس به کار دشوار تدوین فرهنگ پزشکی (انگلیسی به فارسی) پرداخت که در آن زمان نخستین کار در این زمینه بود. او در آغاز مقدمه این کتاب نوشته است: «گنجینه واژه‌های پزشکی و دانش‌های مربوط به آن در زبان فارسی ناقص، مغشوش و فقیر است. به کار بردن واژه‌های پزشکی خارجی در گفتارها و نوشته‌های طبی رایج و تا حدود زیادی بسته به دلبستگی فرهنگی به زبان های خارجی، محل تحصیل، سلیقه شخصی و در آخرین تحلیل از روی ناچاری است ...». انتشار این فرهنگ (حدود پنجاه سال پیش) با استقبال پزشکان و دانشجویان پزشکی روبه‌رو شد. حسن مرندی پس از آن‌که در مؤسسه انتشارات فرانکلین به کار پرداخت علاوه بر ویرایش کتاب، سردبیری مجله پیک جوانان، از انتشارات مرکز انتشارات آموزش را که با همکاری مؤسسه فرانکلین تهیه می‌شد به عهده داشت. در سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۳ با شماری از نویسندگان بنام در تهیه انتشار کتاب امروز همکاری داشت. مقاله و نقدهایی از او در این نشریه باقی است. در همین سال‌ها ترجمه او از کتاب تمدن اثر برجسته کنت کلارک در چندین شمارۀ مجله تماشا، کتاب فضای خالی اثر پیتربروک دربارۀ تئاتر و نیز کتابی با عنوان پدران، مادران و فرزندان از او منتشر شد. با تأسیس سازمان ویرایش و تولید فنی وابسته به دانشگاه آزاد ایران، حسن مرندی مسئولیت تهیه و تدوین کتاب‌های درسی آن دانشگاه را بر عهده گرفت و به ریاست این سازمان گماشته شد. این سازمان تا سال ۱۳۵۸ برقرار بود و حاصل آن تربیت ده‌ها، ویراستار متن‌های علمی و بیش از صد متن درسی در رشته‌های علوم بنیادی، علوم پزشکی، ریاضی، تاریخ و ادب فارسی بود. پس از انحلال سازمان ویرایش و تولید فنی دانشگاه آزاد، حسن مرندی به مرکز نشر دانشگاهی که در حال تأسیس بود گام نهاد و در ساماندهی این مرکز و انتشار مجله نشر دانش کوشید. در مرکز نشر دانشگاهی مسئولیت گروه پزشکی و بخش ویرایش پزشکی به او سپرده شد. در دورۀ مسئولیت او چند کتاب با ارزش در پزشکی و روانپزشکی به ترجمه او و نیز گروهی از پزشکان چاپ شد. کتاب مختصر روان پزشکی (چاپ اول، ۱۳۶۱) و درآمدی بر روانشناسی (۱۳۶۸) از جمله آنهاست. اما برخی از کتاب‌هایی که در این دوره ترجمه کرد منتشر نشد که دست نوشتۀ آنها باقی است. حسن مرندی از سال ۱۳۶۲ به مدت ۲۱ سال در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی روان‌پزشکی درس داد و در ساماندهی بخش روان‌پزشکی بیمارستان آیت‌اله طالقانی نقش مؤثری داشت. در دورۀ جنگ تحمیلی نیز برای انجام وظیفه پزشکی و تدریس به شهرهای زاهدان، ایلام، اهواز و تبریز رفت. حسن مرندی عضو فرهنگستان علوم پزشکی نیز بود و در بخش طب اسلامی وطب سنتی با فرهنگستان همکاری داشت و در کمیته واژگان زبان پزشکی مسئولیت معادل‌یابی برای واژه‌های پزشکی و کاربرد واژه‌های متن‌های قدیم پزشکی در طب جدید را به عهده داشت. از کارهای او در این فرهنگستان ویرایش کتاب ذخیره خوارزمشاهی (نوشته حکیم اسماعیل جرجانی) بود که در ۱۳۸۰ منتشر شد. در شورای ویراستاران صدا و سیما نیز عضویت داشت؛ شورایی که به بررسی و بهبود بخشیدن کاربرد زبان فارسی در صدا و سیما می‌پرداخت. مدتی با مجله دانشکده پزشکی به مدیریت دکتر فریدون عزیزی همکاری داشت. ترجمه کتاب فروید نوشته آنتونی استور (انتشارات طرح نو، سال ۱۳۷۵) از آخرین ترجمه‌های اوست و نیز ترجمه کتاب ساده و سودمند آدمیان از مجموعه علم چیست برای نوجوانان ( از انتشارات شرکت انتشارات فنی ایران) که پس از درگذشت او منتشر شد. حسن مرندی تا حدود سال ۱۳۶۴ مطب خصوصی نداشت اما آشنایان و نیز دوستان او که معمولاً از اهل قلم بودند در روزهای گرفتاری و بیماری به او روی می‌آوردند. در این سال به کسب و کار پزشکی وارد شد و مطب خصوصی باز کرد و چنان که خصلت او بود با بیمارانش دوست شد. دکتر مرندی مردم دوست و راهگشا بود. تا جایی که دستش می‌رسید یاری می‌کرد و درهای بسته را می‌گشود.

دکتر اصلان ضرابی (1390-1307)

دکتر اصلان ضرابی (1390-1307)

رییس اسبق انجمن علمی روانپزشکان ایران

دکتر محمد ولی سهامی (1391-1323)

دکتر محمد ولی سهامی (1391-1323)

دکتر اصغر الهی (1391-1323)

دکتر اصغر الهی (1391-1323)

دکتر بیژن اعظم زنگنه (1381-1328)

دکتر بیژن اعظم زنگنه (1381-1328)

شادروان دکتر بیژن اعظم زنگنه در ۱۸ شهریور ماه ۱۳۲۸ در تهران متولد شد‎.‎‏ پدرشان شادروان دکتر ‏مسعود اعظم زنگنه (دکتر اقتصاد) و مادرشان شادروان شمس قاجار محتشم دولتشاهی، هر دو از ‏خانواده‌های پرسابقه ایران بودند.‏ او دوره دبستان را در مدرسه رحمت (فرخ‌منش بعدی) در خیابان مطهری، دبیرستان را ابتدا در ‏کاظم‌زاده ایرانشهر و سه سال آخر را در دبیرستان هدف گذراند و در تمام این دوران شاگرد ممتاز بود. ‏دکتر زنگنه دوره پزشکی عمومی را در دانشگاه شیراز و دوره تخصص اعصاب و روان (روانپزشکی) را نیز ‏در همان دانشگاه طی نمود و سپس برای گذراندن دورۀ فوق‌تخصص «کودکان عقب‌ماندۀ ذهنی» به ‏دانشگاه اکسِتِر انگلستان عزیمت کرد. او پس از بازگشت به عنوان استادیار دانشگاه علوم پزشکی شهید ‏بهشتی در بیمارستان امام حسین (ع) استخدام گردید و ضمن درمان بیماران به آموزش دانشجویان و ‏دستیاران رشته روانپزشکی پرداخت.‏ دکتر بیژن اعظم زنگنه به واقع عاشق علم و دانش بود، به طوری که می‌توان ایشان را حکیمی ‏جامع‌الشرایط نامید؛ چرا که غیر از رشته تخصصی خویش، آگاهی وسیعی در زمینۀ همه رشته‌های ‏پزشکی داشته و مطالعات بسیاری در زمینه‌ تاریخ، ادبیات، روانشناسی، جامعه‌شناسی، فلسفه، ریاضیات، ‏موسیقی، جغرافیا، ورزش و هنرها انجام داده و به خوبی به آنها مسلط و آگاه بود. تسلط او به زبان و ‏ادبیات انگلیسی به حدی بود که رمان زیبایی به نام «‏The Psychotragedy‏» را در آخرین اوقات عمر ‏خویش به رشته تحریر درآورد. کتاب «دیباچه‌ای بر اصول و مبانی روانپزشکی» که تحلیلی نقادانه بر کتاب ‏DSM-IV‏ می‌باشد نیز از آثار مکتوب اوست. ایشان دلبستگی عمیقی به شاهنامۀ فردوسی و غزل‌های ‏حافظ داشت و بسیار دیده می‌شد که مشغول مطالعه این دو اثر بزرگ و گرانقدر فارسی است. دکتر بسیار ‏پایبند به اصول علمی بود و علیرغم تجربه فراوان هیچ‌گاه توصیه شخصی در تشخیص و درمان بیماران ‏ارائه نمی‌داد‎.‎‏ علاقه او به مطالعه و آموزش به حدی بود که بنا به گفته یکی از مسئولین وقت بیمارستان، ‏‏«هر وقت با دکتر زنگنه کار داشتیم یا در بخش مشغول تدریس بودند و یا می‌توانستیم او را در کتابخانه ‏بیمارستان در حال مطالعه پیدا کنیم».‏ وی با بیماران دلسوز، مهربان، آرام و قاطع، با دانشجویان پرحوصله، با دستیاران با رفتاری محترمانه و علاقمند، با ‏همکاران روانپزشک با محبت و صمیمی و با پرستاران قدرشناس بود.‏ متأسفانه شادروان دکتر زنگنه در پی ابتلا به بیماری صعب‌العلاج و تحمل چندین‌بار اعمال جراحی ‏دردناک در بهمن ماه سال ۱۳۸۱ از دنیای فانی وداع کرد.‏

دکتر داود شاه‌محمدی (1380-1334)

دکتر داود شاه‌محمدی (1380-1334)

دکتر لئون داویدیان (1388-1323)

دکتر لئون داویدیان (1388-1323)

دکتر محمد علی شیرازی (1383-...)

دکتر محمد علی شیرازی (1383-...)


FacebookTwitterGoogle+LinkedInShare