پیش‌داوری‌های ما در مورد بیماران روانی

اثری از «Maximilien Luce»

دکتر سامان توکلی، روانپزشک (۱۳۸۹/۹/۸)

[برگرفته از وبلاگ «ذهن و مغز»، منتشر شده در روزنامه شرق با عنوان «هر روز با اختلال روانی روبه­‌روییم. آن را درست بشناسیم.»]

  • قرار است در شرکت­‌تان فردی را استخدام کنید. در مصاحبه با داوطلبان یکی را مناسب تشخیص می­دهید، اما متوجه می­شوید که به خاطر علایم افسردگی­‌اش تحت درمان با داروهای ضدافسردگی است. آیا او را برای کار در شرکت‌­تان می‌­پذیرید؟
  • یکی از بستگان­‌تان قصد ازدواج با فردی را دارد که می‌­دانید چند ماهی است در جلسات هفتگی روان­‌درمانی شرکت می­‌کند. درباره این ازدواج چه نظری می­‌دهید؟
  • مدتی است دل­شوره و اضطراب داربد. این علایم خواب‌­تان را مختل کرده و تمرکز ندارید. عملکردتان در محل کار هم مختل شده و نمی­‌توانید مثل سابق کارها را درست انجام بدهید. همسرتان هم از بی‌­حوصلگی و زود عصبانی شد‌‌‌‌‌ن‌تان ناراحت است و به شما پیش­نهاد می‌کند به روان­پزشک مراجعه کنید. به او چه پاسخی می­‌دهید؟
  • می‌­خواهید خانه­‌تان را اجاره بدهید …

این­ها نمونه­‌هایی است از شرایطی که ممکن است برای هر یک از ما پیش بیاید. صحبت از بیماری­‌ها و اختلالات روانی است که می­‌تواند خود ما و اطرافیان­مان را مبتلا کند. آمارهای جهانی و آمارهای کشور ما نشان می‌­دهند که از هر ۴ یا ۵ نفر یک نفر در طی زندگی­‌اش این اختلالات را تجربه خواهد کرد؛ و این به معنای آن است که همه ما هر روز، در خانه، در محل کار، خیابان و … با کسانی برخورد داریم که بیماری روانی را تجربه کرده‌­اند. آیا این مسأله را احساس کرده­‌ایم یا اختلال روانی را مشکلی نادر و عجیب و غریب می‌­دانیم و خود را بسیار دور از آن تصور می‌­کنیم؟ پژوهش‌­های انجام‌شده در این زمینه نشان می­‌دهند که بسیاری از مردم اطلاعات درستی درباره این اختلالات شایع و تأثیرگذار بر زندگی خود و اطرافیان­‌شان ندارند و درباره­ مبتلایان به این اختلالات نگرشی تبعیض‌­آمیز در جامعه وجود دارد. نتیجه­ این نگرش تبعیض‌­آمیز آن است که افراد دچار اختلالات روانی احساس شرم می­‌کنند، وجود این مشکلات را در خود انکار می­‌کنند یا آن را واکنشی طبیعی در برابر استرس‌­های زندگی تلقی می­‌کنند و سعی می­‌کنند آن را از دیگران و جامعه مخفی نگاه دارند. با این ترتیب، برای مشکلات خود به مراکز و متخصصان سلامت روان مراجعه نمی­‌کنند، چون نمی­‌خواهند عنوان و برچسب بیماری روانی به آنان بخورد. از سوی دیگر، اطلاعات نادرست یا ناکافی در زمینه این اختلالات باعث می‌­شود که افراد درباره علت این علایم، ناشی از بیماری بودن و نیز درمان­پذیر بودن‌شان اطلاعات درستی نداشته باشند و اگر هم بخواهند برای رفع این مشکلات اقدامی کنند، مسیر درستی را در پیش نگیرند. با وجود افزایش آگاهی­‌های جامعه درباره این اختلالات، هنوز هم بسیاری از مردم برای حل مشکل ناشی از اختلالات روانی، به افراد متخصص و دارای صلاحیت در زمینه تشخیص و درمان این مشکلات (یعنی متخصصان سلامت روان، شامل روان­پزشکان و روانشناسان بالینی) مراجعه نمی­‌کنند. مراجعه به افراد فاقد تخصص و صلاحیت در این زمینه در بهتربن حالت موجب درمان­‌نشدن و تداوم علایم و مزمن شدن بیماری‌­شان می­‌شود؛ و در حالت‌­های دیگر ممکن است مشکل یا مشکلاتی را به ناراحتی‌­های ناشی از اختلال روانی موجود اضافه کند.

به باورها، احساس­‌ها و رفتارهای کلیشه‌­ای و قالبی و تبعیض‌­آمیز نسبت به افراد دچار اختلالات روانی، انگ بیماری روانی گفته می‌­شود. در این­جا به چند باور نادرست و شایع در سطح اجتماع درباره­ بیماری‌­های روانی اشاره می‌­کنم که باعث تداوم رفتارهای تبعیض‌­آمیز جامعه نسبت به این افراد می‌­شود و عواملی عمده در برابر ارتقای سلامت روان جامعه به­ شمار می‌­روند:

  • باور نادرست ۱ـ «بیماری روانی غیر قابل­ درمان است». برخلاف تصوری که بخش زیادی از جامعه دارند، اختلالات روانی بیماری­‌هایی ناشی از عوامل زیستی، روانی و اجتماعی هستند که درما‌‌ن‌­های مؤثر و کم‌­عارضه‌­ای برای آن­ها وجود دارد. در واقع، بیماری‌های روانی، مانند سایر بیماری‌­ها که در تخصص­‌های دیگر پزشکی به آن­ها پرداخته می­‌شود، درمان­پذیرند و تحقیقات علمی دقیق نشان داده­‌اند که این درمان‌­های دارویی و غیردارویی مؤثر و کم‌­عارضه هستند.
  •  باور نادرست ۲ـ «همه­ بیماری‌­های روانی مثل هم هستند». برخلاف تصور کلیشه­‌ای و شایعی که از بیماری روانی وجود دارد و گاهی رسانه­‌ها هم ناخواسته آن را تشدید و تقویت می­‌کنند، همه­ بیماری­‌های روانی مثل هم نیستند. در واقع، مانند بیماری‌­های دیگر که متخصصان سایر رشته­‌ها تشخیص می­‌دهند و درمان می‌­کنند، این بیماری­‌ها طیفی وسیع دارند و بیماری­‌های خفیف و شایع­‌تر تا بیماری‌­های شدید و اغلب نادرتر را در بر می‌­گیرند. برخورد کلیشه­‌ای و قالبی با همه این اختلالات (که مثلاً گاهی در عنوان خبر در رسانه‌­ها به شکلی شبیه «بیمار روانی همسایه خود را کشت» دیده می­‌شود) از چندین جهت ایراد دارد. در بسیاری از مواقع، ارتباطی بین رخداد حادثه و سابقه­ ابتلای فرد به بیماری روانی وجود ندارد و همان‌­طور که هر روز افرادی بدون سابقه­ بیماری روانی مرتکب جرم می­‌شوند، ارتکاب این عمل هم ممکن است ارتباطی با سابقه بیماری روانی نداشته باشد. از سوی دیگر، و حتا اگر چنین ارتباطی وجود داشته باشد (که در ادامه به نادر بودن این ارتباط اشاره خواهد شد)، این موضوع مربوط به اقلیتی ناچیز از مبتلایان به بیماری­‌های شدیدتر روانی، در دوره­‌هایی خاص و محدود از بیماری (و نه در همه زمان‌­ها)، و اغلب مربوط به بیمارانی است که درمان نشده­‌اند. با این ترتیب، چنین عنوانی برای خبر، یک موضوع نادر را به کل افراد دچار اختلال روانی به نادرستی تعمیم داده و باعث تشدید و تقویت انگ بیماری روانی می­‌شود.
  • باور نادرست ۳ـ «بیماران روانی خطرناک­‌اند». باز هم برخلاف تصوری که در بخشی از جامعه وجود دارد، اغلب افراد دچار بیماری روانی هیچ سابقه‌­ای از پرخاشگری یا رفتار خشونت‌­آمیز ندارند. تحقیقات نشان می­‌دهند که رفتارهای پرخاشگرانه و خطرناک در افراد دچار بیماری روانی تحت درمان نسبت به افراد عادی جامعه بیش­تر نیست و ارتباط ضعیفی هم که بین اختلال روانی و پرخاشگری و خشونت نسبت به دیگران دیده می‌­شود مربوط به گروهی قلیل از این بیماران است (مثل افراد دچار اختلالات روانی که سوءمصرف الکل یا مواد هم دارند) و نمی­‌توان آن را به کل افراد دچار این اختلالات تعمیم داد.
  • باور نادرست ۴ـ «اختلال روانی پدیده‌­ای نادر است». همان طور که گفته شد، اختلالات روانی جزو بیماری­‌های شایع هستند و طبق آمارهای موجود هر روز در خود، اطرافیان، بستگان، همکاران یا دوستان خود با آن مواجهیم. با این حال، به دلیل نگرانی که افراد دچار این اختلالات از برخورد و قضاوت جامعه و دیگران دارند، اغلب سعی می­‌کنند مشکل خود را مخفی کنند تا کسی از آن مطلع نشود.
  • باور نادرست ۵ـ «افراد دچار اختلال روانی غیرقابل پیش­‌بینی هستند و نمی­‌توان کاری را به آن­ها سپرد». برخلاف این تصور شایع در جامعه، اغلب افراد دچار اختلالات روانی، جز در دوره­‌هایی خاص از زندگی‌­شان که ممکن است به خاطر تشدید علایم آزارنده ناشی از بیماری، عملکردشان کاهش پیدا کند، به ­خوبی توانایی انجام کار و برآمدن از پس مسؤولیت­های خانوادگی، اجتماعی و شغلی‌­شان را دارند. با این ترتیب، از این لحاظ هم اغلب این افراد مانند مبتلایان به سایر بیماری‌­های غیرروان­پزشکی هستند که ممکن است در دوره‌­هایی به طور موقت نیاز به کاستن از مسؤولیت­‌هایشان داشته باشند.

فهرست این باورهای قالبی نادرست را می‌­توان گسترده‌­تر کرد. آن چه مسلم است این که چنین باورهایی منجر به بروز احساسات، پیش‌داوری­‌ها و رفتارهای تبعیض­‎‌آمیزی می‌­شود که در نهایت به سلامت کل جامعه آسیب می­‌زند. شناخت و اصلاح این باورها وظیفه همه ما در جامعه است و به‌ویژه رسانه­‌ها از این نظر مسؤولیت و نقشی برجسته دارند. این یادداشت را با یکی از شعارهایی که در مداخلات انگ‌­زدایی از بیماری‌­های روانی و برای اصلاح این باورهای نادرست به کار رفته است پایان می‌­دهم:

«ذهن خود را بگشا: بیماری روانی ناشی از اختلال در عملکرد مغز است. فرد دچار دیابت را برای بیماری­‌اش یا مصرف انسولین سرزنش نمی‌­کنی، پس نمی‌­باید فرد دچار اختلال روانی را هم به خاطر بیماری­‌اش یا درمان آن نکوهش کنی.»


FacebookTwitterGoogle+LinkedInShare

پاسخ دهید