اضطراب چیست و چه حدی از آن غیرعادی محسوب می‌شود؟

اثری از «Georges Seurat»

«اضطراب، نگرانی، دل­واپسی، دل­‌آشوب، دلهره و ریزش دل» همه اینها واژه­‌هایی است که برای شرح یک تشویش درونی از زبان افراد شنیده می­‌شود. احساس ناخوشایندی است که حاکی از انتظار یک واقعه ناخوشایند در آینده دور یا نزدیک دارد. در بسیاری از موارد فرد خود تشخیص می­‌دهد که فکری در پس این نگرانی وجود دارد و تشویش خود را به آن فکر مربوط می­‌داند. اما گاهی او قادر نیست این فکر زمینه‌­ای را شناسایی کند و تنها می‌­داند که دلهره‌­ای دارد. اضطراب می­‌تواند در کنار این احساس ناخوشایند، علایمی جسمانی هم نشان دهد؛ مانند احساس افزایش سرعت یا شدت ضربان قلب، تعریق، لرزش، سرگیجه، دل­پیچه، اسهال و احساس سخت شدن تنفس. به این دلیل بسیاری از افراد با تصور این که احساس طپش قلب به یک بیماری قلبی مربوط است یا علایم گوارشی به دلیل یک بیماری داخلی بروز کرده، ابتدا به متخصص قلب یا داخلی مراجعه می­‌کنند.

البته اضطراب همیشه وضعیتی غیرعادی نیست. نگاهی به نمونه زیر به تشخیص اضطراب طبیعی از اضطراب مرضی کمک می­‌کند:

خانم الف ۳۵ ساله، دیپلمه، متأهل و بی‌‌کار است. قرار است چند روز بعد در یک مصاحبه شغلی شرکت کند. او واقعاً به این شغل نیاز دارد و بنابراین نگران نتیجه آن است. بنابراین مدتی است که برای حضور موفق خود در این مصاحبه، مطالعه می‌‌کند و در این مدت با چند صاحب‌‌نظر مشورت کرده است. با وجود نگرانی، فکر می‌‌کند به احتمال زیاد موفق خواهد شد که این شغل را به‌‌دست آورد. (برگرفته از کتاب آموزش روانپزشکی با نمونه­‌های بالینی)

اضطراب خانم الف از نوع طبیعی است. او در کنار این اضطراب دچار اختلالی در کارکرد روزمره خود نشده و به تلاش مؤثرش ادامه داده است. در ضمن، او از این میزان از اضطراب نارحت نیست و عذاب نمی­کشد. اضطراب طبیعی حتی می­تواند کمک­کننده و انگیزه­ای برای تلاش مضاعف باشد. ادامه بخشی از زندگی خانم الف را در حالی که ۱۵ سال از ماجرای فوق گذشته را ببینید:

خانم الف اکنون ۵۰ ساله است و ۱۵ سال است که به‌‌عنوان منشی رییس در یک شرکت کار می‌‌کند. از ده سال پیش به‌‌دنبال درگذشت برادرش به‌‌تدریج دچار اضطراب و کم‌‌خوابی شد و در شش سال اخیر تقریباً هر روز نگران بروز اتفاقی برای فرزند و همسرش است. شب‌ها حدود دو ساعت دیرتر به‌‌خواب می‌‌رود و بر خلاف گذشته، مصرف قرص خواب­‌آور تأثیر زیادی در بهبود خواب او ندارد. بیشتر مواقع احساس بی‌‌قراری می‌‌کند و گاهی نمی‌‌تواند یک‌‌جا بنشیند و ترجیح می‌‌دهد راه برود. اغلب در حال پایش محیط اطراف است که نکند اتفاق بدی بیفتد. مثلاً روزی در محل کار، همکارش به او گفت «ببین، رییس دارد در حیاطِ شرکت …» و خانم الف فوراً حرف او را قطع کرد و هراسان و رنگ‌‌پریده پرسید «مگر اتفاق بدی افتاده؟» و همکارش دوباره گفت: «نه بابا، دارد ورزش می‌‌کند!». صدای زنگ تلفن گاهی باعث می‌‌شود از جا بپرد. اصلاً تحمل خبر ناخوشایند یا هر گونه استرس را ندارد. مدتی است که گاه و بی‌‌گاه طپش قلب و تعریق زیاد با نگرانی‌‌های او همراهی می‌‌کنند. زودتر از قدیم خسته یا عصبانی می‌‌شود و همه می‌‌گویند زودرنج و حساس شده است. حوصله انجام کارهای شغلی و کارهای خانه‌‌اش را ندارد و البته روحیه خود را افسرده نمی‌‌داند و خیلی دوست دارد که با کاهش اضطراب، هرچه زودتر به روزهای خوب گذشته خود برگردد. (برگرفته از کتاب آموزش روانپزشکی با نمونه­‌های بالینی)

در این داستان روشن است که اضطراب خانم الف دیگر یک اضطراب طبیعی تلقی نمی­‌شود، بلکه نوعی بیماری است که «اختلال اضطراب فراگیر» یا GAD نام دارد. افراد مبتلا به این بیماری متأسفانه در بیشتر موارد با چند سال تأخیر برای درمان مراجعه می‌­کنند و با این کار، زجر و عذاب مستمری را بر خود و حتی اعضای خانواده خود تحمیل می­‌کنند. این در حالی است که با شروع درمان در اکثر موارد، بهبودی نسبی ظرف چند هفته و بهبودی چشمگیر ظرف دو تا سه ماه حاصل می­‌شود. از سوی دیگر، در صورت عدم درمان، فرد به جز تحمل یک زندگی پرتنش، ممکن است تبعات جسمانی آشکاری مانند تشدید مشکلات گوارشی، قلبی، پوستی و سایر اعضای بدن را نیز متحمل شود.

نوشته دکتر امیر شعبانی، روانپزشک


FacebookTwitterGoogle+LinkedInShare

پاسخ دهید