چرا باید چاق باشم؟

Marshall_Lambert
اثری از بنجامین مارشال (۱۸۰۶)

پاسخ دکتر عاطفه قنبری جلفایی، روانپزشک، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران:

چاقی علل مختلف جسمی، روانی و اجتماعی دارد و به عبارتی اگر بخواهیم متوجه علت چاقی یک فرد شویم باید «داستان ‏زندگی» او را بدانیم. از علل جسمی و ژنتیکی که بگذریم، چاقی علل روانی- اجتماعی زیادی دارد. خوردن در فرهنگ ما ‏از اهمیت زیادی برخوردار است. بیشتر مردم اشتهای خوب را نشانه سلامتی و کم‌اشتهایی را بسیار نگران‌کننده می‌دانند. اغلب ‏والدین حساسیت زیادی به تغذیه و وزن کودکان خود دارند و وقت و انرژی زیادی از آنها صرف این می‌شود که کودک ‏دلبندشان چه خورده و چقدر وزن گرفته و جالب آن که کودکان چاق مایه افتخار خانواده و نشانه توانمندی والدین در ‏فرزندپروری و کودکان لاغر باعث نگرانی و شرمساری والدین و احساس گناه در آنها می‌شوند! متأسفانه بازخوردهای جامعه ‏به تداوم این تفکرات دامن می‌زند و بدون شک چنین تفکراتی منجر به نهادینه شدن اشتغال ذهنی با غذا از سنین پایین می‌‌شود.‏
به علاوه، بسیاری از عادات غذایی از طریق یادگیری منتقل می‌شود؛ به عنوان مثال، اصرار والدین به این‌که کودک تمام غذای ‏بشقاب خود را بخورد باعث می‌شود او در بزرگسالی نیز به این روند ادامه دهد. صرف نظر از اهمیت خودداری از اسراف، باید ‏بدانیم سلامتی موهبتی است الهی که نباید با پرخوری به آن آسیب بزنیم؛ بنابرین اگرچه بهتر است غذا به اندازه در بشقاب ‏کشیده شود، اگر مقداری غذا در ظرف باقی مانده بود و سیر شده بودیم، درست نیست که با ادامه خوردن، سلامتی خود را تهدید کنیم.‏
عادت غلط دیگری که از کودکی یاد می‌گیریم، آرام شدن با خوردن است؛ اغلب والدین برای آرام کردن کودکانی که گریه ‏می‌کنند یا بهانه می‌گیرند از خوراکی‌ها به خصوص خوراکی‌های شیرین استفاده می‌کنند؛ در نتیجه برخی از این کودکان ‏در بزرگسالی همچنان از خوردن به عنوان راهکار مقابله با مشکلات و مدارا با احساسات بهره می‌گیرند. این افراد در موقع بروز ‏احساساتی مانند خشم، غم و اضطراب و یا هنگام خستگی به خوردن پناه می‌آورند و همین منجر به چاقی می‌شود.‏
از طرفی روش‌های نادرست زندگی مدرن، امروزه گریبان‌گیر بیشتر افراد جامعه شده است. استفاده زیاد از تکنولوژی و افزایش ‏دسترسی به غذاهای چرب مانند فَست فود، نه تنها منتهی به چاقی بلکه منجر به افزایش شیوع بیماری‌های قلبی و عروقی و ‏دیابت شده است.‏
علاوه بر این مسایل، بسیاری از اختلالات روانپزشکی نیز منجر به چاقی می‌شود؛ مثلاً اختلالاتی به نام اختلالات خوردن وجود ‏دارد که فرد را مستعد چاقی می‌کند. یکی از این اختلالات، اختلال پُرخوری است که در آن بیمار بدون آن که احساس ‏گرسنگی کند مقدار زیادی غذا را در مدت کم می‌خورد و آن‌قدر به مصرف ادامه می‌دهد تا احساس سنگینی و ناراحتی او را از ‏مصرف باز دارد. اغلب این بیماران پس از پرخوری دچار احساس گناه و شرمساری و حتی نفرت از خود می‌شوند. گاهی این ‏دوره‌های پرخوری به علت احساس خجالت از دیگران در تنهایی روی می‌دهد.‏
برخی از بیماران مبتلا به اختلالات خوردن پس از دوره‌های پرخوری اقدام به «پاک‌سازی» می‌کنند. از شایع‌ترین روش‌های ‏پاک‌سازی ایجاد استفراغ عمدی و مصرف مسهل است که هر دو نه تنها برای سلامتی بسیار خطرناک است، بلکه چون فقط ‏میزان اندکی از غذای مصرف شده را باز می‌گرداند، از افزایش وزن نیز جلوگیری نمی‌کند. تشخیص به موقع و درمان این‌گونه ‏اختلالات قبل و بعد از درمان چاقی از اهمیت به سزایی برخوردار است، چرا که در صورت عدم درمان، احتمال افزایش مجدد ‏وزن را زیاد خواهد کرد.‏
افسردگی نیز یکی از علل مهم چاقی است. درست است که بیشتر افراد چاق به علت‌هایی مانند وجود تبعیض اجتماعی، کاهش ‏اعتماد به نفس، عدم رضایت از تصویر بدن و یا افت سلامت جسمی، دچار انزوای اجتماعی و کاهش کیفیت زندگی و در ‏نتیجه احساس افسرگی می‌شوند، ولی همه افسردگی‌ها ناشی از چاقی نیست و گاه حتی برعکس است. یعنی افسردگی از طریق ‏افزایش میل به خوردن، کاهش انرژی، کاهش فعالیت و اثر بر هورمون‌ها می‌تواند به چاقی بینجامد. این افسردگی با کاهش وزن ‏بر طرف نمی‌شود، بلکه نیاز به درمان‌های دارویی و غیر دارویی زیر نظر روانپزشک دارد. علت افسردگی بیشتر افراد چاق، مجموعه‌ای از علل زیستی و روانی است و برای برطرف شدن، مداخله درمانی ضرورت دارد.‏
گرچه برخی از داروهای روانپزشکی هم باعث چاقی می‌شوند، بعضی از این داروها بر وزن اثری ندارند و یا حتی وزن را کم ‏می‌کنند. از این دسته داروها می‌توان به بسیاری از داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب اشاره کرد. داروهای ضد افسردگی ‏اثر کاهش وزن خود را به طرق مختلف مانند تأثیر بر متابولیسم بدن، کاهش اشتها و نیز با بر طرف کردن افسردگی (که باعث ‏افزایش فعالیت بدنی می‌شود) ایجاد می‌کنند.‏


FacebookTwitterGoogle+LinkedInShare