مداخلات انگ‌زدایی برای اختلالات روانپزشکی

اثری از «Maximilien Luce»

دکتر سامان توکلی، روانپزشک

[ این مقاله به شکل سخنرانی در سمپوزیوم «انگ بیماری‌­های روانپزشکی» در نهمین همایش سالانه انجمن علمی روان­پزشکان ایران (۱۳۸۸) ارایه شده و در نشریه سپید (۱۳۸۸/۱۰/۱۲) منتشر شده است.]

در چند دهه­ گذشته روش‌­های درمانی مؤثری برای بسیاری از اختلالات روان­پزشکی به وجود آمده است، اما هم­چنان یکی از مسایل مطرح در حوزه­ سلامت روان آن است که بسیاری از افراد دچار اختلالات روان­پزشکی هرگز برای درمان مراجعه نمی‌­کنند یا در صورت مراجعه، درمان خود را به شکل درست و کامل ادامه نمی‌­دهند. مهم‌­ترین دلیلی که برای این موضوع طرح می‌­شود انگی (stigma) است که به بیماری­‌های­ روان­پزشکی زده می­‌شود. این مسأله باعث شده است که توجه به شناخت انگ همراه بیماری­‌های روان­پزشکی و مداخلات انگ‌­زدایی (destigmatization) در سال­‌های اخیر مورد توجه بیش­تری قرار داشته باشد، به طوری که در دهه‌­های اخیر تعداد مقالات و کتاب­‌های منتشرشده در این زمینه به شکل چشم­گیری رو به افزایش بوده است.

بر اساس تعریفی که گافمن (۱۹۶۳ Goffman) ارایه می‌­دهد، انگ ویژگی منفی و نامطلوبی است در یک فرد که او را از دیگران متمایز می‌­کند و او را در نظر دیگران به شکل موجودی کاملاً بد، خطرناک یا ضعیف جلوه می‌­دهد. انگ را به دو شکل انگ اجتماعی (public stigma) و انگ به خود (self-stigma) مشاهده می­‌کنیم. منظور از انگ اجتماعی نگرش و رفتاری است که اجتماع و افراد عادی اجتماع نسبت به افراد متعلق به گروهی خاص دارند و منظور از انگ به خود نگرش و رفتاری است که خود افراد متعلق به این گروه اجتماعی اعمال می­‌کنند و نتیجه پذیرش و درونی‌­سازی (internalization) انگ اجتماعی است. انگ بیماری‌­های روانی باعث می‌­شود که میزان اشتغال و درآمد در این بیماران کم­تر باشد، از سیستم‌های حمایت اجتماعی محدودتری برخوردار باشند، کیفیت زندگی پایین‌­تری داشته باشند، علایم افسردگی و کاهش اعتماد به نفس را تجربه کنند، و برای درمان دیر مراجعه کنند.

انگ اجتماعی بیماری­‌های روان­پزشکی مشتمل بر مؤلفه‌­های زیر است:

۱- سرنخ‌­ها و نشانه‌­ها (cues): شامل نشانه­‌های روان­پزشکی، نقصان در مهارت­‌های اجتماعی، ظاهر فیزیکی و برچسب‌هایی است که بیماران روان­پزشکی را از سایر افراد جامعه متمایز می­‌کند.

۲- باورهای قالبی (stereotypes): باورهای پذیرفته شده گروهی اجتماع درباره­ افراد دچار اختلالات روان­پزشکی است.

۳- پیش‌­داوری (prejudice): نتیجه­ پذیرش باورهای قالبی و همراه با مؤلفه عاطفی مرتبط با آن است.

۴- تبعیض (discrimination): پاسخ رفتاری است که بر مبنای پیش‌­داوری فرد نسبت به بیماران روان­پزشکی اعمال می‌­شود و می­‌تواند شامل رفتارهایی مانند اجتناب از این افراد باشد.

 

مداخلات کاهش انگ بیماری­‌های روان­پزشکی

برای کاهش انگ بیماری‌­های روان­پزشکی راهبردهای مداخلاتی در سطوح مختلف به کار می­‌رود:

۱ـ مداخلات فردی: هدف از این نوع مداخلات آن است که فرد دچار بیماری روان­پزشکی بیاموزد که چگونه باورهای خود درباره­ خود را به شکل باورهایی منطقی‌­تر تعدیل کند و تغییر دهد که آسیب کمتری به او و زندگی‌­اش بزند.

۲ـ توانمندسازی شخصی: با این مداخلات فرد دچار اختلالات روان­پزشکی از طریق کسب قدرت و تسلط بر زندگی خود از تأثیر منفی بیماری­‌های روان­پزشکی می‌کاهند.

۳ـ مبارزه با انگ اجتماعی: با این مداخلات سعی می‌­شود تا جامعه از ارایه تصاویر توأم با بی‌­احترامی و بی‌­ارزش­نمایی بیماران دچار اختلالات روان­پزشکی بازداشته شود. برای این هدف سه راهبرد کلی توصیه می‌شود:

  • راهبرد ۱: تماس با افراد دچار اختلالات روان­پزشکی
  • راهبرد ۲: آموزش
  • راهبرد ۳: اعتراض

در ادامه­ این نوشته به مداخلات مؤثر در کاهش انگ اجتماعی اشاره می‌شود.

راهبرد ۱: تماس با افراد دچار اختلالات روان­پزشکی

یکی از مؤثرترین روش­‌های تغییر نگرش جامعه درباره اختلالات روانی شامل ترویج تعاملات بین جامعه عمومی و افراد دچار بیمار‌‌‌ی‌های روانی است. ملاقات با افرادی از جامعه که دچار بیماری روانی بوده‌اند و زندگی مفیدی داشته­‌اند نگرش‌­های انگ­‌زننده به بیماران را به چالش می­‌کشد. تماس با افراد دچار بیماری­‌های روان­پزشکی ممکن است به شکل نقل و انتشار زندگی­‌نامه این افراد، ساخت فیلم‌­های مستند و سینمایی درباره زندگی‌­شان یا تماس واقعی و رو در رو با آنان باشد. این تماس‌­ها باید به شکلی باشد که باورهای قالبی را به طور تدریجی و ملایم به چالش بکشد و ارایه تصاویر بسیار اغراق‌شده از باورهای جامعه درباره افراد دچار بیماری­‌های روانی ممکن است کارآیی چندانی نداشته باشد.

راهبرد ۲: آموزش

از طریق آموزش، اطلاعاتی به جامعه ارایه می‌­شود تا بتواند درباره افراد دچار اختلالات روانی دقیق­‌تر و آگاهانه‌­تر بیندیشد و تصمیم بگیرد. هدف از آموزش ارایه اطلاعات گسترده و توأم با جزییات درباره اطلاعات علمی مرتبط با بیماری‌­های روانی نیست، بلکه هدف آن است که مخاطبان از واقعیت‌های ساده­‌ای آگاهی یابند که باورهای نادرست اجتماعی درباره بیماری‌­های روانی را سست کند. در این راهبرد کوشش می­‌شود به دو سؤال اصلی برای درک بیماری‌­های روانی پاسخ داده شود:

  • تجربه ابتلا به بیماری روانی چگونه تجربه‌­ای است؟
  • اگر فردی این تجربه را پیدا کند و دچار اختلال روانی بشود، از چه روش­‌های مؤثری برای تشخیص و درمان این حالت می­‌تواند کمک بگیرد؟

نشان داده شده که به چالش کشیدن باور قالبی اجتماع درباره مسؤولیت در افراد دچار اختلالات روانی («افراد دچار بیماری­های روانی خود در ایجاد این مشکل­ان مقصرند و مسؤولیت دارند»)، از طریق آموزش، می­‌تواند اثرات قابل­ توجهی بر نگرش و رفتار افراد داشته باشد. تنها آگاهی دادن به مردم که بیماری روانی یک اختلال زیست‌­شناختی است که فرد در ایجاد آن کنترل چندانی ندارد، می­‌تواند هم نگرش و هم رفتار افراد جامعه نسبت به این بیماران را به شکلی قابل توجه بهبود دهد. یک روش برای انجام این کار، مقایسه­ بیماری روانی با بیماری‌­های شناخته‌شده‌ای مانند دیابت است (بیماری روان­پزشکی یک اختلال مغزی است. همان طور که فرد دچار دیابت را برای مصرف انسولین سرزنش نمی‌کنید، فرد دچار بیماری روانی را هم نمی­‌توان برای ابتلا به این اختلال مقصر دانست و سرزنش کرد).

راهبرد ۳: اعتراض

در این راهبرد افراد، برای به چالش کشیدن انگ اجتماعی، نسبت به ارایه تصاویر غیردقیق و خصمانه از بیماری‌­های روانی اعتراض می­‌کنند. انگی که در این راهبرد مورد هدف قرار می‌­گیرد انگی است که به شکل عمومی و در سطح وسیع اجتماعی زده می‌­شود (برخلاف تماس و آموزش که اغلب مربوط به نگرش­‌های شخصی افراد است) و بر اساس ماهیت و عمومی بودن‌شان اثرات گسترده­‌تر و مخرب­‌تری دارند. گروه‌­های هدف برای این نوع مداخلات شامل روزنامه‌­ها و مجلات، نمایش‌­های تلویزیونی، شرکت­‌های تولید فیلم، شبکه‌های رادیویی، شرکت­‌های تبلیغاتی، قانون‌­گذاران، کارفرماها و مانند آن است.

اعتراض دو جزء اصلی دارد:

  • پیامی اخلاقی به اجتماع می‌دهد که انگ و تبعیض نسبت به افراد دچار اختلالات روانی نادرست است.
  • باعث می‌­شود انگ اجتماعی و رفتارهای تبعیض­‌آمیز با پیامدی منفی برای مسببان آن همراه باشد.

 در به ­کارگیری راهبرد اعتراض باید به دو نکته توجه داشت:

  • Suppression Rebound: اگر از افراد خواسته شود که افکار بد یا نادرست خود را متوقف کنند، احتمال دارد که زمان بیش­تری فکرشان با این افکار مشغول شود.
  • Social Reactance: وقتی از افراد خواسته شود که کاری را انجام ندهند، ممکن است آن را بیش­تر انجام دهند و به این کار خود ادامه دهند («لازم نیست به من بگویی چه طور فکر کنم»).

 جمع‌­بندی

انگ همراه با بیماری­‌های روانی عاملی مهم در جلوگیری از مراجعه افراد برای درمان و در نتیجه مانعی عمده در برابر سلامت روان اجتماع است. مداخلات مختلف در سطوح مختلف می­‌توانند برای کاهش انگ بیماری­‌های روانی به کار گرفته شوند. این مداخلات ممکن است با این هدف باشند که تفاوت این بیماران با سایر افراد جامعه کم­تر شود (بهبود درمان‌­ها، یافتن روش‌­های درمانی مؤثرتر و با عوارض جانبی کم­تر)، یا برای کاهش باورهای قالبی و نگرش‌­های غیردقیق نسبت به این بیماران باشد (آموزش، تماس با بیماران و اعتراض). با توجه به سهم عمده بار بیماری‌­های روانی در سلامت عمومی، توجه سیاست‌­گذاران سلامت و پزشکان در همه رشته‌­ها و گرایش‌­ها و تلاش آنان در کاستن از انگ بیماری‌­های روانی جزئی پراهمیت در کاستن از بار این بیماری­‌ها به ­شمار می‌­رود.


FacebookTwitterGoogle+LinkedInShare

پاسخ دهید