اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD چیست؟

gaza-articleLarge-v2دکتر امیر شعبانی، روانپزشک

[برگرفته از روزنامه شهروند، ۱۳۹۳/۳/۳۱؛ تحت عنوان «فجایعی مانند زلزله و جنگ چه اثری بر روان می‌گذارد؟»]

هر رویداد ناگواری به شکل بالقوه می­‌تواند علائم عصبی- روانی در فرد ایجاد کند. گاه این رویداد بسیار جدی و آسیب­‌رسان است و به تبعات شدید روانی می­‌انجامد. بلایایی چون سیل، زلزله، جنگ، یا اتفاقاتی مانند تصادفات شدید حین رانندگی که فرد در آن ممکن است در موقعیتی قرار گیرد که امکان از دست رفتن زندگی خود یا دیگری وجود داشته باشد در اصطلاح پزشکی «تروما» نامیده می­‌شود و می­‌تواند به اختلالاتی بیانجامد که از مهم‌­ترین آنها «اختلال استرس پس از سانحه» (PTSD) است.

کسانی که قربانی زلزله‌­ای فاجعه­‌بار بوده‌­اند، سیلی­ ویرانگر را پشت سر گذاشته‌­اند، در معرض تجاوز جنسی قرار گرفته­‌اند، شکنجه شده­‌اند و یا از جنگ باز گشته‌­اند، ناظر رویدادی بوده‌­اندکه تحمل آن ممکن است بدون تبعات روانی ممکن نباشد.

اختلال یاد شده سه علامت اختصاصی دارد و تعداد زیادی علامت غیراختصاصی. یکی از این سه علامت، «تداعی شدن مکرر خاطرات مربوط به آن حادثه» است. برای نمونه، فرد در خواب به صورت کابوس خاطرات خود را مرور و یک به یک دوباره تجربه می‌­کند. کسی که از جنگ برگشته است صحنه کشته شدن دوست خود را دیده و در موقعیتی قرار داشته که هر آن امکان مرگ خود او نیز بوده است؛ این تداعی مکرر ممکن است در طول روز و در خواب رهایش نکند.

علامت دوم «اجتناب» است؛ یعنی این که فرد از موقعیت­‌هایی که او را به خاطرات آن زمان می­‌برد دوری می­‌کند؛ مثلاً سربازی که از جنگ برگشته و دچار PTSD شده با یادآوری صحنه­‌های جنگ منقلب می­‌شود. او ممکن است از سرود یا نوحه‌­ای که در روزهای پر حادثه جنگ می‌­شنیده یا مشاهده برنامه‌­­ای از تلویزیون که او را به یاد فجایع جنگ می‌­اندازد دوری کند. در مواردی هم که در معرض این «یادآورها» قرار می‌­گیرد ممکن است به شدت پرخاشگر و بی­‌قرار شود و رفتارهایی ناهنجار مانند آسیب­‌زدن به خود یا دیگران نشان دهد؛ یا دوره­‌ای از افسردگی در او آغاز شود یا مشکلاتی دیگر.

پس از «تداعی مکرر» و «اجتناب»، علایم «بیش‌­برانگیختگی» سومین دسته علایم اختصاصی این اختلال را تشکیل می­‌دهد. فرد مذکور ممکن است به قدری حساس شده باشد که با شنیدن صدای یک کلیک ساده ناشی از گذاشتن گوشی تلفن روی دستگاه، بسیار آزرده شود و حتی به خاطرات دوران جنگ و هیاهوی غیر قابل تحمل آن برگردد. بی­‌خوابی، اضطراب، بی­‌قراری و رفتارهای پرخاشگرانه‌­ای که ذکر آن رفت نیز در این دسته از علایم قرار می‌­گیرند.

گاهی علایم این اختلال به قدری شدید است که فرد در حالتی واقع می­‌شود که به آن «تجزیه» می­‌گویند. در این حالت او از نظر هوشیاری و درک، از محیط واقعی خود خارج می­‌شود و به موقعیت دیگری می‌­رود که در ارتباط با همان رویداد آسیب­‌رسان عامل بیماری اوست. ممکن است کسی که از جنگ برگشته با یک استرس به ظاهر ساده تصور کند که در دوران جنگ است و نیروهای متخاصم می­‌خواهند به او حمله کنند و با این تصور اقدامی متناسب با آن از او سر زند. اختلال استرس پس از سانحه تبعات زیادی دارد که نیاز به مجالی بیشتر برای شرح دارد و در اینجا فهرست­‌وار به مواردی چون احساس مزمن تقصیر، دردهایی با منشأ روانی، مصرف مواد مخدر و اقدام به خودکشی اشاره می‌­شود.


FacebookTwitterGoogle+LinkedInShare

پاسخ دهید